سال قبلی و بعدی...

سلام سلام سلام....
سال نو آغازی جدید می تونه باشه اما امسال هم می تونه خوب باشه و هم بد...
درسته همه چیز بستگی به خود آدم داره و آدم می‌تونه تا حدودی چیزایی رو تغییر بده به سود خودش و یا به ضرر خودش...
امسال سالی سرنوشت ساز برای من هست....

از لحاظ درسی - آموزشی نیم سال فوق العاده سنگینی هست و سخت ترین ترم من همین ترم هست که در اون دروس تخصصی و کاربردی رو بایستی ان شاء الله با موفقیت پشت سر بزارم همه ۲۰ واحد این ترم تخصصی و سنگین هست...
توی ایام تعطیلات که همت کردیم تا بیبینیم چیکار می‌تونم بکنم...
تصاویر زیر تصاویری از خاطرات خوب و بد زمستان ۸۶ هست که گذشت...   هر چند من همیشه سعی می‌کنم لبخند بر روی صورتم نمایان باشه اما دیدن تصاویر زیر من رو هم ناراحت و هم تا حدودی دلگرم و خوشحال می‌کنه...

 

میان جنگل فسا شب یلدای 86

درختان بادام واقع در حاشیه جاده مهارلو - شیراز دوستان و کارمندان عزیز دانشگاه...  محسن - هادی - من


به هر حال گذشت و خدا رو شکر چه به خویب و چه به بدی بوده دیگه رفته....
مدتی بود که در وجودم یاد و خاطره کسی رو کشتم و دفنش کردم... هر چند خیلی سخت هست اما خوب آدمی مثل من حقش هست... باید همیشه شکست رو تا جا داره تجربه کنه... اگر بخاطر میلاد پیامبر و پایان ماه‌های محرم و صفر نبود لباس مشکی رو از تنم خارج نمی‌کردم...
نمی‌دونم اما با رنگ لباس خو گرفته بودم دیگه بجز دلایل اعتقادی یک دلیل احساسی هم شت این لباس مشکی بود...
من تا جا داشت و می‌شد سعی می‌کردم سرم رو پایین بگیرم و توی دانشگاه گام بردارم اما بعد از این حادثه نمی‌دونم شیرین یا تلخ دیگه دارم به چشم‌هام هم دارم عادت می‌دم بیشتر مواقع پایین رو نظاره کنه... زمین خدا که گناه نکرده که همه دارن با تکبر روش راه می‌رن... بگذارید من همیشه یه هم صحبت خوب داشته باشم...   بــــــله   زمین....
خوب این نیز می‌گذرد...    بیخیال که نمی‌شه گفت اما خوب چاره‌ای نیست بی‌خیال...
 
و اما من یه نکته جالب داخل چندتا فیلم دیدم... شاید هم بوده (که حتماْ هم همین طور هست) من زیاد به اون توجه نمی‌کنم... 
هر چیزی که در جامعه ما کم هست و یا به صورت غیر ممکن هست در فیلم‌های ما زیادتر جلوه به اون می‌دن و غیر ممکن ها رو ممکن می‌کنن... شاید این کار غیر ممکن خلاف عرف هم بشه که البته اگه خلاف عرف بشه دیگه نمی‌شه گفت که غیر ممکن غیر ممکن هست چون افرادی هستند که عرف شکن باشن....
مثلاْ من توی کل طول عمرم فقط یک مورد شنیدم که دختر به طور رسمی از پسر خواستگاری کرده برای ازدواج... یا توی فیلم‌های هندی....   می‌بینید چقدر زدن و کشتن هست... اصلاْ کشور هند مردمانش این طوری نیستن و هزاران هزار مورد دیگه هم میشه مثال زد اما الان وقتش نیست....
فعلاْ خیلی خسته هستم و خوابم می‌یاد دیگه شرمنده ما....
به زودی باز می‌نویسم...

/ 0 نظر / 13 بازدید